تبليغاتX
آسمان و ریسمان
افسانه
 

پیر مرد افسانه ها را

 باد برد!


پاسخ به نظرات:

دوستی کپی کردن را امری مفید قلمداد کرده بود البته اگر با اجزه ی نویسنده یا ذکر منبع باشد. در جواب باید بگویم منظورم از کپی و مونتاژ بهره بردن از آثار دیگران به نام خود است. مثل تولید محصولی به نام خودروی ملی! یا نوشته هایی در وبلاگ که زیرش طبق ساختار معمول وبلاگ ها اسم صاحب وبلاگ می آید در حالی که نوشته ی کسی دیگر است و نام نویسنده هم ذکر نشده است. این کار سرقت است.

لازم است برای اینکه فرق نوشته های پست قبلی ام را با نوشته هایی که کپی می دانم بیان کنم مثالی بزنم. وقتی استادی به دانشجویانش می گوید درباره ی موضوعی تحقیق کنید در واقع آن ها باید پس از مطالعه ی چند منبع برداشتی از آن و نکات مهم و لازمش را با نظر خود در راستای هدفشان گرد آوری کنند. (کاری که من سعی کردم انجام دهم) و این همان چیزی است که نه تنها اشکالی ندارد که بسیار هم شایسته است. در مقابل هم کسانی هستند که چند صفحه از یک منبع را به عنوان تحقیق رونویسی می کنند. این همان کپی است که منظورم بود.

 

دوست دیگری در مورد هنر قالی بافی و تولید زعفران(!!!) که هنری اصیل است گفته بود. من منظورم از ذکر یک یا دو نمونه انگشت شمار بودن هنرهای اصیل ایرانی است که همان ها هم مورد بی مهری ما مردم قرار می گیرند.

 در مورد میان بر زدن البته به نظرم نه تنها ایران که کشورهای جهان سوم به این سو کشیده شدند برای آنکه ناامیدند که با پیشرفت پر شتاب اروپا و آمریکا بتوانند به آنها برسند.

و شخصی هم دکتر شریعتی را عوام فریب و نسخه ی ایرانی لنین خوانده بود که من لازم می دانم بگویم هیچ نظری در این رابطه ندارم اما دادن این صفات به افراد را شایسته نمی دانم.

 

جمعه 24 خرداد1387 به قلم محمدرضا روستاخانوانه |
شورتکات

 

 

"ما روشنفکرانی هستیم که درست شبیه روشنفکران اروپایی می اندیشیم و همان خصوصیات رو داریم اما چون برخلاف اونها در شرایط اجتماعی خاص خودمون به وجود نیامدیم ما برخلاف اون ها که درست واقعیات و نیاز های زمان و تاریخ و جامعه خودشان را گرفتند و بر اساس اون ها شکل گرفتند و خصوصیات فکری گرفتند و بر اساس همین واقعیت ها حرکت کردند و کار کردند، ما بدون تکیه به زمان، تکیه به جامعه مون ، تکیه به فرهنگمون ، شناخت شرایط اجتماعی و دوره ی تاریخی و اوضاع و احوالمون و مردممون فقط و فقط یکی یکی از اون خصوصیات را گرفتیم و عمل کردیم  و همه جا نتیجه ی معکوس داد. به خاطر اینکه مسائل اجتماعی مسائل عینی منطقه ایست کلی نیست یک جا حقیقته یک حرف و همون حرف در جای دیگه باطله." (دکتر شریعتی)

 

مدت ها پیش پیرامون بحث کپی و مونتاژ و اینکه ایرانی ها در این کارها مهارت فوق العاده ای داشته و دارند مطلبی تهیه کرده بودم و در وبلاگ گذاشتم. راستش همواره در طول زندگی روزمره به این یقین نزدیک می شوم که واقعا تنها هنر ایرانیان کپی کردن و تلفیق هنر دیگران است. باز از همه چیزمان اصیل تر همین موسیقی سنتی و معماری ماست. حتی شعر ما اگر کمی به تاریخ رجوع کنیم بعد از حمله ی اعراب و تحت تاثیر قدرت سخنوری آنان به اوج خود رسید. و اگر به شاعران بلند آوازه ای چون مولوی بنگرید می بینید که همه ی شعرش عربی است. گاهی در عجبم که چرا اعراب ادعای او را ندارند حال آنکه هم شعرهای او پر از عربی است و هم زمان زمان دزدیدن از ایرانی ها (یا بهتر بگویم دزدیدن ایرانی ها) است.

خلاصه همواره این بحث ذهنم را به خود درگیر می کرد و در این میان به نکات جالبی رسیدم. به اینکه چرا ما (نه فقط ایرانی ها که جهان به اصطلاح سومی ها) برده ی غربی هاییم و آن هایند که ریسمانی بر گردنمان نهاده و می کشندمان به هر طرف که بخواهند.

استادمون (آقای صدرایی) می گفت(نقل به مضمون): "ما ایرانی ها خیلی باهوشیم. اینقدر گفتیم خیلی باهوشیم که باورمون شده. ما درضمن همیشه خوابیم. یک بار از خواب پا می شیم می بینیم اِ اون ها پیشرفت کردن. بعد می گیم ما چون خیلی باهوشیم میون بر می زنیم ما مثل اروپایی ها نیستیم که سیصد سال جون بکنیم. ما بلدیم ما میون بر می زنیم. مشکل ما ایرانی ها همینه ما می خواهیم تاریخ رو میون بر بزنیم دنبال Shortcut تو تاریخ می گردیم."

 

راستش قرابت عجیبی بین صحبت های استادمون با حرف های دکتر شریعتی وقتی درباب "روشنفکران و رسالتش آنان" سخن می گفت دیدم.

 

دکتر شریعتی در جایی از حرف هایش می گفت(نقل به مضمون): "تصور کنید دو زمین هست در همسایگی هم. باغبان زمین خشک و بی آب یک روز از خواب پا میشه میره از روی دیوار، باغ همسایه رو می بینه که پر از درخت و میوه های خوشرنگه. میگه من چیکار کنم، میره پیش باغبان همسایه میگه چند از درخت ها تو همین طوری به من بفروش. همسایه هم می فروشه. اون هم میره درخت ها رو با ریشه و میوه از باغ همسایه می آره میکاره تو باغ خودش. بدون توجه به جغرافیای زمینش، به خصوصیات خاکش، به نیازهای خودش و مردم اطراف باغ، بدون توجه به امکاناتش. بعد یه نگاهی میندازه میگه حالا من یک شبه ره صد ساله رفتم. یک شبه صاحب یک باغ پر از میوه شدم. یه مدت که میگذره درخت ها خشک می شن. میگه اشکال ندازه از دوباره می ریم میخریم. سر آخر چی مشه؟ در باغ همسایه تپه تپه زر انباشته می شه و در زمین دیگر هیزم و درخت پوسیده."

 دکتر شریعتی می گفت: "اونهایی که می خواهند را صد ساله رو یک شبه برن یا خودشون نمی فهمند یا می خواهند دیگران نفهمند."

 

بعد اشاره می کنه به توجیه عده ای که این مساله در علم منطق و هندسه  هم وجود داره. حالا همه ی شما هم می دانید همان قضیه ی معروف حمار. ( اگر سه نقطه ی a و b و c داشته باشیم برای اینکه به نقطه ی c برسیم اگر یک الاغ را بگذاریم در نقطه ی a از روی نقطه ی b نمی گذرد و میان بر می زند مستقیما به نقطه ی c.) دکتر شریعتی در برابر این منتقدان چنین جواب داد: "خب این اسمش روشه، قضیه ی حمار!!!!"

هر چقدر سرعت علم زیاد می شود فرصت ما برای تامل در تکنولوژی جدید کم شده و مجبوریم چشم بسته هر چه کشورهای پیشرفته به ما می دهند قبول کنیم و به قول استادمون: تا می آیم ببینیم که این چیه و کار کردن باهاش رو یاد بگیریم بعدیه اومده و حتی وقت نداریم تا براش یه واژه ی فارسی مناسب درست کنیم (در بحث ترجمه).

 


بحثم این جا تموم نمی شه...

غیر از کپی و مونتاژ  و میان بر زدن یک مشکل دیگر جامعه ی ایران آن هم شدیدا در نسل خودمان  توهم  زرنگی و تلاش برای پیمودن یک شبه ی راه های صد ساله است که دوست دارم در آینده ای نزدیک راجع به آن بنویسم. 

 

سه شنبه 7 خرداد1387 به قلم محمدرضا روستاخانوانه |
کپی، هنر ایرانی

فقط چند نکته در باب علاقه و استعداد ایرانی ها در کپی و مونتاژ:

۱ـ "پارسی ها به آن خوشنود بودند که اقوام خاور نزدیک به حرفه ها و صناعات دستی بپردازند و ساخته های خود را همراه باج و خراجُ برای ایشان بفرستند." (ویل دورانت)

۲ـ اگر بخواهیم هویت ملی خود را تعریف کنیم در بهترین حالت می توانیم "ایرانیت" را هنر تلفیق دروندادهای اقوام و ملل دیگر به حساب آوریم.(بزرگمهر شریف الدین-چلچراغ ۲۳۹)

۳ـ "اگر ایران می خواست بر استقلال خاک اصرار ورزد یعنی خارجی را بیرون کند تاکنون مضمحل شده بود." (دکتر ندوشن - ایران و تنهائیش - ص۴۴)

۴ـ ایرانی ها در اوج شکوه تمدن هخامنشی خود نیز هیچ گاه به صرافت تشکیل نیروی دریایی نیفتادند و در جنگ ها ناوگان فینیقی ها را اجاره و گاه مصادره می کردند! (بزرگمهر شریف الدین-چلچراغ ۲۳۹)

۵ـ آیا تخت جمشید چیزی جز ترکیب هوشمندانه هنر اقوام تحت تسلط امپراتوری ایران است؟ (بزرگمهر شریف الدین-چلچراغ ۲۳۹)

۶ـ روزهای پایان ترم و شروع امتحانات فصل بازار گرمی فتو کپی ها ست. حتما می دانید چرا. جز چند نفر بقیه دانشجویان-احتمالا به دلیل مشکلاتی- از نوشتن جزوات شانه خالی کردند. شاید زرنگی کردند. با وجود این همه دستگاه فتوکپی چه نیازی است که بیهوده وقت وانرژی صرف کنیم.

۷ـ اساتید محترم دانشگاه هم با فواید کپی به خوبی آشنا هستند. جزوه ی ناقصی که یکی از اساتید با نام خود در اختیار دانشجویان قرار داده بود تنها کپی برداری از کتابی به مراتب جامع تر بود که به همان قیمت عرضه می شد.

۸ـ فیلم اخراجی ها که بیش ترین تماشاگران را به سینما کشاند از هنر تلفیق بی بهره نبود... پا کوبیدن مجید در میدان مین مثل "روبان قرمز" با موسیقی ای شبیه "از کرخه تا راین" وارد شدن تانک به سوله شبیه "هیوا" و حتی بمباران خطی هواپیماهای عراقی که یاد آور فیلم "سجده در آتش" است. (برگرفته از یادداشت احسان ناظم بکایی - همشهری جوان ۱۱۳)

۹ـ "در آن کار طلا فروشی سعی کردم ساختار از نظر ظاهر به فیلم های دهه ی چهل شبیه باشد. یک چیزی شبیه"شب های سفید" ویسکونتی و یا "کازابلانکا"! موسیقی اش هم اگر توجه کرده باشید الهام گرفته از فیلم "آملی" است. در کار پسر بچه و مدیر بانک هم همه اش "سینما پارادیزو" و رابطه آن بچه و آپاراتچی جلوی چشم بود" (سعید سبحانی - کارگردان تیزرهای تبلیغاتی بانک ملت - همشهری جوان ۱۱۵)

۱۰ـ یادم می آید ناشران ایرانی زمانی که بحث بر سر امضای قانون کپی رایت بود پیوسته با زبان انتقاد از ورشکستگی ناشران در صورت امضای این قانون حرف می زدند.

۱۱ـ  اینها همه ظواهر پدیده های فردی و اجتماعی است که شنیدن یک قطعه موسیقی دانلود شده از اینترنت در پیاده رو را بر شنیدن همان قطعه در خانه با یک دستگاه پدر و مادردار یا یک کپی قانونی همراه با جزئیات ترجیح می دهد. با عرض پوزش ما برای استفاده کردن از سی دی مجاز تربیت نشده ایم.(علیرضا محمودی - هفته نامه شرق ۲۵).(برای درک بهتر جمله فوق بهتر است کل مقاله را مطالعه کنید.به دلایلی تنها حملات پایانی را آورده ام.)

۱۲ـ استاد ما (دکتر خائفی) می گفت ایرانی ها که پیش تر از رسم الخط هندی یا شاید هم عبری(دقیقا یادم نیست) استفاده می کردند . زمانی تصمیم گرفتند تا خود خطی مخصوص داشته باشند. اما خط ابداعی آنها (که گمانم خط اوستایی بود) چنان مبهم و دشوار بود که بعد از حمله ی اعراب ایرانی ها بلافاصله رسم الخط عربی را پذیرفتند. و حالا چندان حساسیتی راجع به "فارنگلیسی" یا "پینگلیش" شدن رسم الخط ما در مواجهه با تکنولوژی های نو ظهور به چشم نمی خورد.

۱۳ـ با معذرت از دوستان وبلاگ نویس اگر صادقانه به وبلاگ های مختلف سری بزنید یقینا خواهید فهمید که هنر copy و paste کردن تنها هنری است که خیلی ها دارند. 

۱۴ـ به همه ی اینها می توانید نمونه های کپی برداری و به اصطلاح اقتباس های هنری از داستان ها و فیلم های خارجی در سینما و سیمای ایران- موسیقی تلفیقی- تقلید صدای خوانندگان- مونتاژ موتور با بدنه ی خودروهای مختلف خارجی- و حتی لباس و مدل مو و هزاران چیز دیگر را اضافه کنید.

۱۵ـ همه ی اینها را بگذارید در کنار برخورد ما با معدود کسانی که کمی خود را از موج کپی و مونتاژ دور می کنند. من که بارها دیدم و شنیدم که آنهایی که روزهای آخر ترم پی جزوه می گردند تا کپی کنند در طول ترم چقدر با آنها که جزوه ها را می نوشتند به دلیل هدر دادن وقت یا حوصله ی زیاد - فقط از روی دوستی(!!!)- شوخی میکنند! نمی دانم همه ی جای دنیا این جور است یا نه عیب واقعا از ایرانی بودن ماست

 


این مطلب که مدت ها پیش هم در وبلاگ گذاشته شده بود صرفا جهت یادآوری دوباره گذاشته شده است. در ضمن فونت نوشته های خودم با نقل و قول ها فرق می کند تا دچار سردرگمی(!!!) نشوید.

سه شنبه 7 خرداد1387 به قلم محمدرضا روستاخانوانه |
گذشته ها
  1. افسانه
  2. شورتکات
  3. کپی، هنر ایرانی
  4. شمس لنگرودی
  5. شور ناظری ها
  6. هیتلر
  7. تردید
  8. مدارا
  9. حکومت
  10. تقدیم به رزا لوکزامبورگ
  11. انقلاب ایران 5
  12. انقلاب ایران 4
  13. انقلاب ایران 3
  14. انقلاب ایران 2
  15. انقلاب ایران 1
فهرست
رنگ پشت زمینه:
محمدرضا روستاخانوانه
دانشجوی مترجمی زبان
دانشگاه آزاد اسلامی رشت

تمام مطالب این وبلاگ نوشته های من است مگر آنکه نام گوینده یا نویسنده ی آن عنوان شده باشد.

لطفا در صورت کپی مطالب (که اساسا امری مذموم است) لااقل منبع را ذکر کنید.



خانه
تماس
بایگانی

پيوندها


مترجمان
In order To Learn
تافل رایگان
آرپاپیک
سازمان سنجش
شبکه چهار
اطلس جهان
رایانه خبر
گاردین
واشنگتن پست
هرالد تریبون
مگ ایران
عصر ایران
واحد مرکزی خبر
فارس
الجزیره
رویترز
سی. ان. ان.
بی بی سی
تمام پیوندها

نوشته های پیشین


خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

موضوعات


شاعرانه های دوخطی
شبه داستانک ها
یادداشت های متفرقه
معرفی و پیشنهاد
از دیگران

دوستان


روشنتر از خاموشی (جعفری)
یادداشت های تنهایی(رمت)
علمی تحقیقی (علی)
شبگیر (حمیدرضا عزیزی)
شمیم نو(شمیم)
بیرون تر از نگاه
مرگ آرزو(ترانه)
پیاده (نگین)
ساقی نامه (ساقی)
سیاه و سفید (گمنام)برف
آخرین سطر گریه(بهمن و ندا)
مرجع وبمسترهای فارسی زبان

طراح قالب


مرجع وبمسترهای فارسی زبان

امکانان


کاربران آنلاین: نفر
بازديدها : بار
جهت کپی URL فید RSS این وبلاگ کلیک کنید
RSS چیست ؟
جستجو در وبلاگ

Powered by BLOGFA.COM
This Template Designed By Bonyanalam
© All Rights Reserved